تبليغاتX
دل نوشت!!!

دل نوشت!!!
 
هرچي كه در مخيله ي ذهنم باشه!
چرا عزاداری می کنیم؟

سوالی بود که خانوم مرغابی پرسید!

بعدم گفت از امام حسین فقط همینو فهمیدیم!

و تاسف خورد که چرا نمیگن امام حسین چی بوده و چه کرده!

به هر جهت ما این سایت رو گذاشتیم!

هر کس دوست داشت می تونه علت سینه زنی یا عزاداری رو بفهمه!

 

http://www.porsojoo.com/fa/node/714

http://purya.parsiblog.com/-794900.htm



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 دی1388 توسط یاسمن
فال گرفتم امشب!

ولی بی ربط به موضوعم بود!

شایدم من نفهمیدم!

خلاصه این بود:

همین که میگه بین تو و معشوق هیچ حایل نیست و.....

واسه مامانم توپ در اومد!

به هر حال ما تو این ۱ دقیقه ی اضافی تو فکر بهترین دوستمون

هستیم!همین بسه!



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 دی1388 توسط یاسمن
چرا همه ی ماه محرم باید عزاداری کنیم؟

یکی بهم گفت چون از روز اول محرم هر دفعه یکی شهید شده!

ولی این جواب یه جوریه آخه!

میشه یکی یه جواب واضح تر بده؟؟؟؟؟؟؟؟



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 دی1388 توسط یاسمن
دلم میخواد یه بار دیگه "یاسمین"رو بخونم!

دلم میخواد یه بار دیگه "غرور و تعصب"رو ببینم!

دلم میخواد یه بار دیگه"قصه ی عشق غم انگیز"رو ببینم!

دلم میخواد الان"۵سالم"بود!

دلم میخواد "میثم"پسر همسایه مون رو یه بار دیگه ببینم و بهش بگم:

من دیگه ۷سالم نیست!۱۹ ساله شدم!

((این جریان داره آخه!))

دلم میخواد دیگه هیچ "گربه ای" رو نبینم!

دلم خیلی چیزای دیگه هم میخواد ولی واسه حالا بسه دیگه!

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 دی1388 توسط یاسمن
چون بلاگفا اذیت می کنه مجبورم از قبل پست ها رو بنویسم

بعد بذارم تو وبلاگ!

سر کلاس مهربون یه هو ستاره بهم گفت:یاسمن موبایلت داره

زنگ می خوره؟گفتم نه!

چند دقیقه بعد ایرانسلم شروع کرد به زنگ خوردن!

حالا این گوشی ما سال تا سالی کسی بهش زنگ نمیزنه!

حالا آهنگش چی بود؟

آهنگ "آبی" ابی،اولشم خیلی بلنده!

ما هم زود مشغولش کردیم!بعدا فهمیدم دوستم بوده!

ولی ضایع شدم!مخصوصا چون سر کلاس مهربون بود!

اگه سر کلاس کنترل بود،استاد هزارتا تیکه بارمون می کرد!

شانس!(آخه چرا گوشی رو سایلنت نکرده بودم؟)

منم به ستاره گفتم خدا زبونت رو ببره!....... .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 دی1388 توسط یاسمن
 

گاهی به جای دیگران بودن

دشوارترین کار دنیاست اما...

گاهی خود را

به جای دیگران گذاشتن

لازم است...

هرچند دلهره آور باشد.

نوشته شده در تاريخ شنبه 28 آذر1388 توسط یاسمن
 

چقدر دلم واسه ماه محرم تنگ شده بود!

میخوام هر شب زیارت عاشورا رو بخونم!

امروز بازم کوچه ای رو دیدم که ما همیشه تو یکی از

خونه هاش بهترین روزا رو میگذروندیم!

ولی حیف!

آدمای اون خونه دیگه نیستن!

دلم خیلی گرفت!پایگاه محکمی بود که فرو ریخت!

این 30 روز زیارت عاشورا رو میخونم به نیت آدمای اون خونه!

این محرم میشه سومین محرمی که من هنوز بند سبزم رو به دستم دارم!

محرم دو سال پیش وقتی می خوندن "بابایم کجاست" قلبم تیر میکشید!



نوشته شده در تاريخ شنبه 28 آذر1388 توسط یاسمن
تو از كدوم سياره اي؟
نور كدوم ستاره اي؟


كه با نگاه شيشه اي
از جنس سنگ خاره اي
از جنس سنگ خاره اي


با تو نمونده چاره اي
جز قلب پاره پاره اي


بي خبر از پياده اي
اگه هنوز سواره اي

ناگفته هارا گفته ام
حالا پر از شنيدنم


يه حرف تازه تر بزن
خواستي بياي به ديدنم


ناگفته هارا گفته ام
حالا پر از شنيدنم
يه حرف تازه تر بزن
خواستي بياي به ديدنم

حرفي بزن چيزي بگو
از عشق پاييزي بگو


از آتشي كه با نگات
در من مي افروزي بگو


از سوختنم از ساختنم
با تو هميشه باختنم


در عشق تو گداختنم
از عشق هر روزي بگو

ناگفته هارا گفته ام
حالا پر از شنيدنم


يه حرف تازه تر بزن
خواستي بياي به ديدنم


ناگفته هارا گفته ام
حالا پر از شنيدنم
يه حرف تازه تر بزن
خواستي بياي به ديدنم

حرفي بزن چيزي بگو
از عشق پاييزي بگو


از آتشي كه با نگات
در من مي افروزي بگو


از سوختنم از ساختنم
با تو هميشه باختنم
در عشق تو گداختنم
از عشق هر روزي بگو

ناگفته هارا گفته ام
حالا پر از شنيدنم
يه حرف تازه تر بزن


خواستي بياي به ديدنم
ناگفته هارا گفته ام
حالا پر از شنيدنم
يه حرف تازه تر بزن
خواستي بياي به ديدنم



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 آذر1388 توسط یاسمن
قدرت یک زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه اونه.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 آذر1388 توسط یاسمن

خيلی وقته از چشام بی تو بارون می باره
دل نا اميد من تو رو آرزو داره


ای هميشگی ترين آه ای دورترين
سوختن کار من است نگرانم منشين

راست مي گفتی تو ،ديگر اکنون ديرست
دوستی و دوری ، آخرين تدبيرست


راست می گفتی ، تو بايد از عشق بريد
از چنين پايانی به سرآغاز رسيد

شکستی و شکستم
گسستی و گسستم


چه بودی و چه بودم
چه هستی و چه هستم

تو رها از من باش ،ای برايم همه کس
زير آوار قفس مانده ام من ز نفس


تو و خورشيد بلند ،من و شب های قفس
بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس
...


نمیدونم چرا یاد این آهنگ افتادم!

شاید به خاطر یه دوری کوتاه باشه!

درسته سلیقه ها مختلفه ولی ارزش یک بار گوش دادن رو داره!

قول میدم!

 

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 آذر1388 توسط یاسمن
سلام منصی جونم!!!!

اتفاقی که نباید بی افته افتاد!

در مورد اون مطلب "تعطیلی"

با نظرت فهمیدم چه سوء تفاهم بزرگی پیش اومد!

چون من نمیتونم اسم بیارم٬اونایی که آشنا هستن و

به این وبلاگ سر می زنن٬ممکنه فکر کنن با اونا بودم!

میدونم که فکر کردی به خاطر این اون مطلب رو نوشتم

که نیومدم اصفهان!

نه!

اصلا به اون مطلب هیچ ربطی نداشت گلم!

بذار یه چیزی بهت بگم!

من خیلی هم خوشحال شدم که بقیه اومدن!

تازه اگه یادت باشه من گفته بودم که جایی نمیرم!

از بس که ۵شنبه-جمعه رفتیم آبادان-خرمشهر

من همیشه کلاس ها رو پیچوندم و درس نخوندم!

و اینکه از موقعی که بابام رفته یاد گرفتم که انتظاراتم

رو از آدمای دور و برم کم کنم!

منم در رابطه با این موضوع هیچ انتظاری از کسی ندارم!

اگه میخوای مطمئن بشی میتونی از مائده بپرسی!

که وقتی شیراز بود چه اس ام اسی رد و بدل کردیم.

اون وقت میفهمی که اون مطلب همش سوء تفاهم بوده.

عزیزم

باز منو دست کم گرفتی؟

به قول حدیث جون:بدبخت بیچاره می خوام بعد از امتحان ها

خراب بشم روت!

تازه یه چیز دیگه!

آخه این که نیومدم اصفهان مسئله ای که باید بخاطرش ناراحت

باشم؟

آخه من اصلا ناراحت میشم؟

میدونم با چی مقایسه ش کردی!

با سفر قبلی!

ولی اون فرق میکرد!

وقتی با مامانم حرف می زنم٬همیشه تو صحبت هاش

این موضوع رو تاکید میکنه که اگه عمه هات نبودن من

بعد از بابات هیچ وقت دووم نمی اوردم!

به نظرت یاسمن اینقدر نمک نشناسه؟

گل من:

ناراحتی خودم انقدر زیاد هست که دیگه اینا تو چشم نمیان!

(تازه این مسئله ناراحتی نداشت!)

مطمئن باش اگه ناراحت بودم٬بازم مثل دفعه ی قبل بهت می گفتم!

امیدوارم این سوء تفاهم برطرف شده باشه!

بهت می گم منظورم از اون مطلب چی بود!



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 22 آذر1388 توسط یاسمن

دوست من

با هیچی عوضت نمی کنم!

حتی اگه بری تو لیست سیاه!

ولی اینی که گفتم رو فراموش کن!


امروز چه حسی داری؟

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 آذر1388 توسط یاسمن
مواضب باش!

اگه من درد و دلی می کنم٬لطفا به بقیه انتقالش نده!

چون من زود می فهمم!

اینجا یه جای خصوصیه واسه اینکه حرف هایی رو که نمیتونم بگم رو

اینجا بگم!

عزیزم!

من بیشتر از اینا بهت اعتماد دارما!

پس خرابش نکن!



نوشته شده در تاريخ جمعه 20 آذر1388 توسط یاسمن
دیروز دو بار بد شانسی اوردم!

هم جزوه ها و کتاب ها مو تو قطار جا گذاشتم و یه نفر بهم

گفت یکی از هم دانشگاهیاتون برداشته!حالا من اصلا نمیدونم

که کی؟!

و اینکه خط دائمم عمرش تموم!

باید تبدیل بشه به MCI تا الان TCI بود!

الان یا همش در دسترس نیستم یا خاموش!

حالا اگه اونی که اون جزوه و کتاب رو برداشته زنگ بزنه چی؟

آخ خ خ!

آخه چرا حواسم نبود برشون دارم؟

تقصیر اون علی انگل که نیومد دنبالم!

من حواسم پرت شد!

تو فکر این بودم که باید چه جوری برم خونه!

حالا چی کار کنم!؟

خوب که اسمم تو کتاب و جزوه هست!

تازه یه بدبختی دیگه٬یکی از اون کتاب ها مال من نبود!



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 آذر1388 توسط یاسمن
چرا جدول آمار نیستش؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 آذر1388 توسط یاسمن
بیا unknown اینم واسه تو که گفتی آمار بذارم!

بابا آخه ما که کسی به وبلاگمون سر نمیزنه!


اینم لینک نمایش سونی اریکسون aino که منو یکی از بچه ها

دنبالشیم!

البته تو ایران هست.مثل اینکه ۶۰۰ تومن!

http://www.sonyericsson.com/cws/cws/home?cc=ap&lc=en



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط یاسمن
از خراب بودن اوضاع با خبرم!

نمیدونم چی باید بهت بگم!

مغزم اصلا کار نمی کنه!

فقط خودت رو بزن به بی خیالی!

میدونم از اینکه خیلی ها فهمیدن ناراحتی و اعصابت خرده!

ولی اگه بی خیال باشی همه متوجه می شن که هیچ چی

از طرف تو نبوده!

خواهش می کنم ستاره!

اون که قراره بره از این خراب شده!

اصلا بهتر که میخواد خبرش سکشن عوض کنه!

به تو هیچ ربطی نداره!

ولی اگه نظر منو می خوای بهش بگو که غلط کردی

منو admin کردی!

بهش بگو٬بی خود کرده بدون مشورت با تو این کار کرده!

بذار بدونه که تا چه اندازه از دستش عصبانی هستی!

بذار بدونه که عقل و شعورش در حد یه بچه ی  ۵ساله

هم نیست!

اینارو بزن تو روش!

خاک بر سر بچه ش کنن!احمق!

باور کن اگه نگی خودم بهش می گم!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط یاسمن
ای کاش روی اینو داشتم که باهات درد دل کنم!

کاش باهات بیشتر از اینا راحت بودم!

بعضی موقع ها واقعا دلم میخواد مشکلاتم رو بهت بگم ولی...

دلم نمی خواد ناراحتت کنم!

پس سعی می کنم بهت نشون بدم که همه چی خوب پیش

میره!با اینکه هر دم از باغ دری میرسد!(چی گفتم!!)

ولی یه چیزی!

بدون که فقط با خودت خوشحالم!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط یاسمن
چون همین الان خانوم مرغابی یه خبر اعصاب خرد کنی بهم

داد این آهنگ رو گذاشتم رو وبلاگ!

ولی فردا برداشته میشه!(شایدم چند روز دیگه!)

روزم رو با این خبر خراب کرد!

دارم از حرص میمیرم!

آخه /.................

همه ی مسائل تحت الشعاع باباست!

حتی حالا که نیست!

اونوقت میگن غصه نخور٬گریه نکن٬ناراحت نباش!

نه! فهمیدنش سخته!سخت!

این وسط فقط ما سه نفر داریم داغون می شیم!

سوء استفاده بسه دیگه!

نمیخوام آه بکشم!چون آهم زود میگیره٬میترسم!

تف به پستی زمانه!!


فردا کاپشن خانوم مرغابی رو می پوشم!

adidas اصل!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط یاسمن
هر کی میتونه لطف کنه لینک دانلود آهنگ(i really want you)

از james blunt رو واسم پیدا کنه!

ممنون!



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آذر1388 توسط یاسمن
هرکی از هر جا برگشته لطفا حاضری بزنه!

(مائده با توام!)


این ۴شنبه روز خیلی خوبی باید باشه!

کلاس کنترل که تشکیل نمیشه(حالا همین دفعه که ما با استاد کار داریم!)

رفتار هم که بخاطرش دارم میرم!

آمار هم که .......مهم نیست!با بچه ها می خندیم!

مهمتر از همه ی اینا بیشتر می خوابم!


فکر کنم به خاطر ۱۶ آذر یه ایرانسل ۲۰۰۰ تومنی تموم!!

به هر کی دم دستم بود اطلاع رسانی کردم!


فرهنگنامه سبز    (۹۲) جنبش

 

جنبش( Jonbesh ): تکان خوردن. حرکت کردن. جلو رفتن. از جاجنبیدن.

 ده، تکون بخور ده. حرکت کردن گروهی از مردم از جایی به جایی دیگر.

 ایجاد حرکت در یک جامعه برای اینکه اگر حرکت نکنند دهان شان سرویس می شود.

جنبیدن در ابعاد وسیع.

 انواع جنبش: " جنبش دانشجویی، جنبش حقوق مدنی، جنبش کارگری،

 جنبش سیاهان، جنبش ملی شدن نفت، جنبش سبز، جنبش همبستگی لهستان."

 هرگونه کوشش جمعی برای پیش‌برد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی

 از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی.

 جنبش اجتماعی زمانی رخ می دهد که میزان ضربات وارده بر پیکر مردم

به اندازه ای برسد که دیگر نتواند بدون حرکت بماند

یا خودش را به خواب بزند یا فکر کند مرده است.

 

جنبش و فرق های آن

فرق جنبش با انقلاب مردمی: در انقلاب حکومت تغییر می کند،

 در جنبش مردم تغییر می کنند.

فرق جنبش با کودتا: کودتا در عرض شش ساعت رخ می دهد

و وقتی کودتا می شود همه از خیابان به خانه می روند،

 جنبش در عرض شش سال رخ می دهد و همه مردم در این مدت از خانه بیرون می آیند.

فرق جنبش با رشد اقتصادی: در رشد اقتصادی مردم پول شان زیاد می شود،

 در جنبش مردم شعورشان زیاد می شود.

فرق جنبش با نهضت: در نهضت مردم از خواب بیدار می شوند،

 در جنبش مردمی که بیدار شده اند، راه می روند.

فرق جنبش با انقلاب کمونیستی: در جنبش مردم فکر می کنند و جلو می روند

، در انقلاب کمونیستی مردم فکر می کنند که جلو می روند.

فرق جنبش با حرکت مسلحانه: در جنبش تعداد خیلی زیادی از مردم

مقدار کمی صدا می دهند، در حرکت مسلحانه تعداد معدودی از مردم،

مقدار زیادی صدا می دهند.

فرق جنبش سبز با جنبش سبز علوی: در جنبش سبز مردم پول خرج می کنند

تا جنبش پیش برود، در جنبش سبز علوی افراد پول می گیرند.    

 

در هر جنبشی چه چیزی تغییر می کند

 

جنبش مشروطه: کدخدا به شهردار.

جنبش دانشجویی: خیابان به دانشگاه.

جنبش ملی شدن نفت: دولت نفتی به نفت دولتی

جنبش حقوق مدنی آمریکا: سیاهپوست به همشهری

جنبش مسالمت آمیز: مردم دولتی به دولت مردمی

جنبش خشونت آمیز: زبان به گلوله

جنبش اصلاحات: چاقو به قلم

جنبش زنان: تبدیل پدر و دختر به دو نفر انسان



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آذر1388 توسط یاسمن
چه حقیر است این عشق،
گر بماند به میان من و تو،


خود بمیرد در خود،
گر ببندد در خود،
و بماند به میان من و تو .


عشق در بسته ،
ناسزایی ست به عشق همگان .


او که سیبی را دوست می دارد،
به همه مهر می ورزد.
که همه از گوهریکتایند.


من به خوبی می دانم،
که ورای من و تو ،
هستی هست ،
عشق ما می میرد،مگر آزادشود..


رفتنت رنج من است ،
رنج من عشق من است ،


پس رهایت خواهم کرد ،
که تو را آزاد دوست می دارم ...



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آذر1388 توسط یاسمن
خاک بر سرمون!

افغانستان همه ی شبکه های اینترنتیش رو مجهز به فیبر نوری کرده!

اونوقت این خراب شده٬پهنای باندش هی کم میشه!

بدبخت ها!همه ی اینا نشون میده که خیلی ضعیف هستین!

از ترس نمیدونین چه کنین!

بیچاره ها٬اگه اینترنت رو قطع کنین که من از خونه میرم بیرون!

آخه شما چقدر نفهمین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(تا حالا تو عمرم اینجوری فحش نداده بودم٬همه ببخشید!)



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 آذر1388 توسط یاسمن
دارم هم به صدای بارون گوش میدم هم به آهنگ سیاوش شمس

الان دلم می خواد با یکی حرف بزنم ولی نیستش خو!

 "سیاوش" اینو میخونه:

دیروز دستامون دور از هم
تنها از هم جدا
امروز یک عشق بی پایان


آغاز ماست ای همصدا
دیروز قصه مون رویا بود
ما گم ما سرگردون


امروز ما تو آغوش هم
پر می گیریم ای مهربون
دنیای ما با هم زندگی می سازه
دو پرنده یه پروازه


لبهای ما با هم دنیای پر خواهش
بوسه هامون آغاز عشق
دیروز پوچ و بی معنا بود
تاریک بی انتها


امروز ما تو چشمای هم
زنده می شیم با هر نگاه
دیروز ذره های امید
خاموش در ذهن ما


امروز قطره های موندن
جون می گیرن در بین ما



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 آذر1388 توسط یاسمن
۱۴ آذر رو به همه ی ۱۴ دوستان تبریک می گم!

ایشالا همه به ۱۴شون برسن!

(میبینم که نقطه چین یادش رفته اینو بگه!من به جای تو میگم:دردش!)



نوشته شده در تاريخ شنبه 14 آذر1388 توسط یاسمن
من نمیدونم داره چه اتفاقی می افته!

خانوم مرغابی از خواب بیدار شده می گه من نمیام عروسی!

عجباااااااااااااااا!

عروسی هم کنسل شد!

اینو می گن خوشبختی!

(فاصله ی یه بدبختی تا یه بدبختی دیگه!)

خب حتما این ۱هفته تعطیلی به ما نیومده!

آخه چه اصراریه که باید خوش بهمون بگذره؟

(بد بودنم یه جور مده!)

بد نمیگذره!ولی خب حوصله م سر رفت!

(از این الف.نون آشغال هیچی به ملت نمیرسه!)

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 14 آذر1388 توسط یاسمن
امشب میخوایم بریم یه عروسی که هیچ ربطی به ما نداره!

اصلا ما دعوت نیستیم!

فقط از طرف اونی که دعوته داریم میریم!

خسته شدیم بابا!

اتفاقا اینا عروسیشون خیلی باحاله!

(به قول خودم قروقاطی)

بعض هیچی که هست!

واسه کسی هم تعریف نمی کنم!

در واقع ما یه جورایی هم فامیل عروسیم(که اون اصلا ما رو نمیشناسه!)

هم فامیل داماد(باز اونم ما رو نمیشناسه!)

من نمیدونم با چه رویی داریم میریم!!!!!!!!

هرکی هر جا هست بهش خوش بگذره!

مائده تو شیراز بهش خوش بگذه!

حدیث تو اصفهان.......................!

ما هم با همین اهواز خودمون که الانم هواش ابری شده ولی بارون

نمیاد خوش می گذرونیم!

(آسمون ابری اما دیگه بارون نمیاد!یادش بخیر!آهنگ مورد علاقه ی

من و سارا!)



نوشته شده در تاريخ شنبه 14 آذر1388 توسط یاسمن

خیلی وقته که منتظر این تعطیلی بودم!

هزار بار تقویم رو ورق زدم تا بالاخره رسید!

ولی همه چی خراب شد.

حالا فهمیدم که چقدر قشنگ دورم زدن!

به قول یه بنده خدایی٬اینجاست که افراد شخصیتشون رو نشون میدن!

اشکال نداره!

یه عمر ما همه جا رفتیم٬همه رو با خودمون بردیم!

حالا همه٬همه جا میرن٬ما رو با خودشون نمیبرن!

(تف به پستی زمانه!)

(گله و گلایه ای نیست٬اصلا)

مهم نیست!

ما هم میشینیم و اینو گوش میدیم!

"

لحظه ها، ثانیه ها طاقت موندن ندارن
می سوزونن، اما خب فکر سوزوندن ندارن

"


خیلی به بودنت نیاز  دارم!

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 14 آذر1388 توسط یاسمن
همراه شو عزیز

کین درد مشترک

جدا جدا درمان نمی شود!


Map #16azar routes #Ahvaz (5pm) #IranElection



نوشته شده در تاريخ جمعه 13 آذر1388 توسط یاسمن
دایی جونم تو اگه کنترل پروژه بلد نبودی من باید چی کار میکردم؟

دستت درد نکنه که کمکم می کنی واسه پروژه!

امیدوارم توپ در بیاد!

(واسم دعا کنید!)

خودمو شیرین با هم!!!!!!!

ستاره ٬نقطه چین٬ من این کار رو کردم که شما دوتا با هم باشین!

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 13 آذر1388 توسط یاسمن
درباره وبلاگ

من مهم نیست....ما مهم......
من یعنی تنها!!!
ما سه نفریم.....
شیربرنج.....فرقون.....محجوب.....اینا دوستامونن!!!!!
و بهترین دوستم که نمیگم کیه!چون از دستش می دم!
yasaman_narsis@yahoo.com
Blog Skin